وسوسه مانكن شدن

چاق ها ورزش را ترك كرده اند و به تيغ جراحان زيبايى تن داده اند
 

189465.jpg

مهرى حقانى
(روزنامه ايران)

به همان اندازه كه چاقى بيمارى مدرن نام گرفته است ، تكاپو براى درمان آن نيز به يك واكنش مدرن تبديل شده است. به تصويركشيدن اين مفهوم در جامعه ما چندان دشوار نيست. اما پيش از ارائه اين تصوير بايد دانست انسانها هنگامى به ابعاد آرايشى فيزيك خود تمايل پيدا مى كنند كه نيازهاى حياتى خود را تأمين كرده باشند. پس از اين، پوشش و خوراك تنها جنبه رفع نيازهاى اوليه و دم دستى تر را نخواهند داشت . هر دو به يك انتخاب تبديل مى شود، انتخابى كه در آن ، فاكتورهاى متعددى وارد مى شود و به طبع، اندام انسانى ، محور اصلى اين نيازها قرار مى گيرد و حتى موارد بهداشتى و پزشكى نيز در مرتبه هاى پيشرفته ترى ظاهر مى شود. ظهور چنين واقعيتى در سالهاى گذشته در بين افراد جامعه از عنوانهاى بسيارى پيداست. از عوامل بهداشتى و تغذيه اى، ورزش، رواج انواع تخصصهاى تغذيه اى و رژيم ها، وفور داروهاى وارداتى تا مقوله پوشش و مد.
بدين ترتيب اگر با معيارهاى لمپنيسم دهه ۴۰ ، چاقى يك امتياز محسوب مى شد، امروزه مسأله كاملاً وارونه شده است و چنين تمايلى به درون عمده طبقات جامعه نيز وارد شده . از سوى ديگر پرداختن به اين پديده و نوع واكنش افراد جامعه به آن مى تواند ازمفاهيم عميق ترى نيز سردرآورد. بدين ترتيب، پديده چاقى از يك سو ابزارهاى تكنيكى و فنى درمان از قبيل كليه روشهاى پزشكى ، دارو ، رژيم هاى غذايى وجراحى، ورزش وانواع واقسام فناوريهاى وارداتى را در برمى گيرد و از سوى ديگر معرف لايه هاى روانشناختى، زواياى فرهنگى و اجتماعى اقتصاد خانواده ها و جامعه شناسى محركها و پاسخهاى افراد اين جامعه است . حساسيت عمومى نسبت به چاقى اندام، به همان اندازه كه نشانه اميدوار كننده اى مبنى برواقعى تر شدن نگاه انسانها به زندگى وتلاش براى زيستن بهتراست ، در جامعه ما سويه ديگرى هم دارد.
رواج اين مسأله بويژه در ميان زنان و دختران ايرانى را تنها نبايد به فال نيك گرفت. اگر از عنوانهاى مشابه اين رفتار، همچون گرايش غالب به جراحى هاى آرايشى بگذريم، حساسيت بيش از حد به لاغرى به ويژه درميان دختران جوان و زنان، در نگاه اول به ارتباط مستقيم اين موضوع با نوع پوشش جامعه زنان ايرانى مى رسيم. خلاصه شدن تمام نيازهاى تفريحى، سرگرمى واوقات فراغت در هيجان زودگذر مد و پوشش، موجب شده توجه به اندام به وسواس فكرى خانمها تبديل شود.
در حقيقت، وسواس فكرى مانكن بودن به نوعى جايگزين تمام نيازهاى سركوب شده و خلأ مفاهيم جنسى است. از سويى هنگامى كه درگيرى عمده نسل جوان، در نبود منابع تغذيه اى فكرى وآگاهى دهنده به نيازهاى روزمره و نگاه سطحى به زندگى و نيازها معطوف مى شود، گويا فيزيك اين طبقه سنى، به دم دست ترين وساده ترين ابزار معرفى شخصيتى تبديل مى شود.
شايد هم نه در دايره پرداختن به چاقى كه مخصوص پرونده قطور آسيب شناسى نسل جوان جامعه ماست.
وگرنه گرايش به كنش و واكنش هاى بهداشتى و پزشكى را بايد به فال نيك گرفت. فال نيك از آن جهت كه سيرتكوينى جامعه ما از ايده آليسم و دنيازدگى ومذموم شمردن جسم هاوتن ها به نوعى واقعگرايى و تلاش براى بهينه كردن ابزارهاى بهتر زيستن گرايش پيدا كرده است.
دارودرمانى
رايج ترين شيوه درمانى چاقى، استفاده از داروهاى لاغر كننده و ضد اشتهاست.دارو درمانى هاى رايج به سه دسته داروهاى مؤثر بر سيستم اعصاب مركزى وكاهش اشتها، داروهاى مؤثر بر دستگاه گوارش و روش هاى طب جايگزين تقسيم مى شوند. داروهاى مؤثر بر سيستم اعصاب مركزى و كاهش اشتها داروهايى هستند كه به صورت غيرمستقيم آزادسازى كاتلكول آمين ها را افزايش مى دهند.
اين داروها اثر برگشت پذير داشته و پس از ۶ ماه ديگر هيچ تأثيرى ندارند، ضمن آنكه با قطع اين داروها، اشتها به شدت افزايش پيدا كرده و وزن كم شده با مصرف اين داروها به شدت و در مدت كوتاهى برگشت پيدا مى كند.
گروه ديگر از داروهاى مؤثر بر سيستم اعصاب، با افزايش سروتونين ايجاد حالت سيرى مى كند ودر بيمارانى كه به رژيم غذايى به تنهايى جواب نمى دهند، تجويز مى شود.
داروهاى مؤثر بر دستگاه گوارش به ۲ دسته تقسيم مى شود.
۱ ـ تنظيم وزن در بيماران ديابتى و تأخير در جذب گلوكز از دستگاه گوارش كه افزايش مصرف گلوكز، باعث كاهش قندخون مى شود.دسته ديگر از طريق مهار آنزيم ليپاز باعث كاهش جذب چربى و در نتيجه كاهش وزن مى شود. روش هاى طب جايگزين نيز شامل هاميوپاتى، گياهان دارويى، جلبك دريايى، ژل وكرمهاى موضعى ، ماساژها و سركه سيب مى شود كه البته در برخى موارد ممكن است با آسيب كبدى همراه باشد.
جراحى هاى رايج
دراين بين، روشهاى جراحى از ديگر درمانهاى رايج چاقى است. كوچك كردن معده و عمل جراحى ليپوساكشن ازجراحى هاى رايج درمان چاقى هستند. اما اكثر پزشكان، مورد دوم را براى چاقى هاى مفرط توصيه نمى كنند.
چون اغلب امكان برگشت وجوددارد. درحقيقت، ليپوساكشن يك عمل زيبايى چاقى هاست و براى مرحله هاى بعدى و به ويژه چاقى هاى موضعى كارايى دارد. ضمناً برخى از موارد خطرناك نيز دراين عمل ديده شده و حتى منجر به مرگ فرد داوطلب شده است.
يكى از روش هاى به نسبت جديد درمان چاقى، كارگذارى بالون درداخل معده است. اين روش هرچند عمر چندانى درداخل كشور ندارد اما براى چاقى هاى مفرط كه درمراحل اوليه، نيازمند كاهش وزن كلى هستند، بيشتر توصيه مى شود. دكتر عبدالله زندى جراح عمومى مى گويد: «روش هاى مختلفى براى كاهش وزن وجوددارد، بهترين روش، ورزش و مصرف انرژى كمتر است. اشتباهى كه وجوددارد اين است كه اعمال جراحى زيبايى را براى كاهش وزن به كارمى برند.درحالى كه هنگامى كه اضافه وزن مريض ها بالاست، بايد حتماً اضافه وزن كم شود.
يك سرى هم به جراحى دائمى احتياج دارند كه چاقى مرضى هستند اما عده اى كه وزنشان بالاست، عمل جراحى دائمى نياز ندارند و با رژيم و ورزش هم نمى توانند به نتيجه برسند. درمدتى كه بالون درمعده قراردارد كه حداكثر ۶ماه طول مى كشد، با افزايش حجم داخل معده و كندكردن سرعت تخليه معده، حدود ۲۰ تا ۲۵ كيلو وزن كاهش مى يابد.بيمار با آگاهى از اين قضيه كه بايد چه كند به اثر مطلوبى مى رسد.
اين روش براى افراد چاق و سوپرچاق مرضى و براى آماده شدن براى عمل جراحى دائمى تنگ كردن معده و يا عمل زيبايى ليپوساكشن توصيه مى شود.
دكتر محمدجواد احسانى متخصص گوارش اين روش را بيشتر براى چاقى هاى شديد و مسأله ساز توصيه مى كند و يا كسانى كه بخواهند در ادامه آن كارهاى جراحى داشته باشند.
با اين حال، در درمان چاقى بايد به اين نكته هم توجه كرد كه شايد نتوان ژنتيك خود را تغيير داد اما به يقين مى توان در نحوه تغذيه، نگرش وفعاليتهاى روزمره تفاوت ايجاد كرد. اولين تغيير اين است كه افراد ياد بگيرند در رژيم غذايى، غذاهايى كه حاوى چربى كمترى هستند به كار برند. تصميم به جلوگيرى از تحت تأثير قرار گرفتن و افزايش تحرك و ورزش، از مهمترين تغييراتى هستندكه هر فردى بايد براى كاهش وزن خود ايجادكند. يك روانشناس آمريكايى، برخى از افراد چاق را مبتلا به نوعى بيمارى مى داند كه بسيارى از مردم اجازه مى دهند، مشكلات زندگى ومحركهاى محيطى، آنان را به هر سو بكشاند.
فرهنگ و اقتصادچاقى
با اين حال چاقى بيشتر از هر چيز، يك مسأله فرهنگى است. فرهنگ تغذيه، ورزش كردن و در پى آن اقتصاد تغذيه و ورزش، كاربردى ترين روشهاى پيشگيرى و درمان هستند. روشهاى تغذيه در ايران، دستخوش مشكلات سياسى نيز بوده، زمانى تغذيه نوعى گرايش چپ دولتى پيدا كرد و تجويز تغذيه كوپنى موجب شد تغذيه بيشتر حالتى حجيم و سيركننده پيدا كند. هم اكنون نيز موج جديد مدرنيسم وارداتى، آن هم از نوع هميشگى ابزارى آن، شكل جديدى به تغذيه ايرانى داد. رواج قارچ گونه Fastfood ها و غذاهاى آماده، انواع نوشابه هاى انرژى زا و آب ميوه هاى قنددار، رواج دايره غذايى Snack و junk Food ها (تنقلات جديد) همه و همه مثل ديگر بخشهاى فناورى وارداتى مدرن، بدون ايجاد فرهنگ آن موجب اتلاف و نابودى عادتهاى غذايى سنتى بهينه نيز شده است. به عنوان نمونه، شايد كمتر كشورى را در جهان بتوان سراغ گرفت كه سبزى تازه وخام در سفره قرار مى دهند. از سويى، فرهنگ لغت آشپزى ايرانى كمتر از واژگان سرخ كردنى ها برخوردار است، برعكس انواع خورشتها با مصرف سبزيجات زياد در آن ديده مى شود.
فرهنگ و اقتصاد ورزش نيز در ايران، تنها يك پيام و توصيه يك بام و دوهواست. در برخوردارترين نقاط شهرى مانندتهران، تنها چند ورزشگاه با ساعتهاى محدودو سالنهاى نه چندان مطلوب براى بانوان، آن هم در فضاى بسته وجود دارد. هنوز دوچرخه سوارى خانمها يك تابوست. گويا ورزش در كشور، همان به كه به رشته اى ارزان قيمت و خاكى چون فوتبال يا برخى رشته هاى دهن پركن اما بى هزينه و ژنتيكى چون وزنه بردارى بسنده كند وديگر آنكه، تا هنگامى كه تنها تفريح و سرگرمى در دسترس خانواده، گروههاى دوستان و جوانان ايرانى، خوردن است و اينكه به كدام رستوران برويم، نبايد انتظارى جز سوغات اضافه وزن و بار گران ليپوييدها را داشت.
  
نویسنده : t a ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۳
تگ ها :